ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

49

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) همچنين واقدى از همين راوى ، از عبيد الله بن داره نقل مىكند كه مىگفته است عثمان گرفتار تسلسل ادرار شد او را معالجه كردند . ولى همچنان گرفتار ترشح و چكه بود آن چنان كه براى هر يك از نمازهايش وضو مىگرفت . معن بن عيسى از سليمان بن بلال ، از جعفر بن محمد ( ع ) از پدرش نقل مىكرد كه عثمان در دست چپ خود انگشتر مىكرده است . قبيصة بن عقبة از سفيان ، از عمر بن سعيد نقل مىكند چون براى عثمان بن عفان فرزندى متولد مىشد فرزند را مىخواست و معمولا در حالى كه كودك را در خرقه‌اى پيچيده بودند پيش او مىآوردند و او كودك را مىبوييد . به او گفتند : چرا چنين مىكنى ؟ گفت : دوست مىدارم كه اگر براى او پيشامدى شود بوى دوستى و علاقه به او در دلم باشد . واقدى از اسحاق بن يحيى ، از عمويش موسى بن طلحة نقل مىكند كه مىگفته است روز جمعه مىديدم عثمان در حالى كه دو جامه زرد پوشيده مىآيد و بر منبر مىنشيند و هنگامى كه مؤذن اذان مىگويد او با مردم دربارهء هزينهء زندگى و مسافران و بيمارانشان گفتگو مىكند و چون اذان تمام مىشد عثمان در حالى كه به عصاى سر خميده‌اى تكيه داده بود بر مىخاست و همچنان كه عصا را در دست داشت خطبه مىخواند و سپس اندكى مىنشست و همچنان با مردم سخن مىگفت آن گاه بر مىخاست و خطبه دوم را مىخواند آن گاه از منبر فرود مىآمد و در اين هنگام مؤذن اقامه مىگفت . ابو الوليد هشام بن عبد الملك طيالسى از هشيم ، از محمد بن قيس ، از موسى بن طلحة بن عبيد اللَّه نقل مىكند كه مىگفته است در حالى كه مؤذن اذان مىگفت عثمان را ديدم كه با مردم گفتگو مىكرد ، از آنان سؤال مىكرد و اخبار و قيمت كالاها را مىپرسيد . محمد بن ربيعة از ام غراب ، از قول بناته [ 1 ] نقل مىكند كه مىگفته است * عثمان پس از وضو گرفتن دست و روى خود را با پارچه خشك مىكرد ، و از همين راوى با همين اسناد نقل شده است كه عثمان آب باران مىنوشيد . همين راوى با همين اسناد نقل مىكند * بناته مىگفته است عثمان هر گاه بدن خود را شستشو مىداد هر چند ازار بر تن داشت به من مىگفت بر بدن من نظر مكن كه براى تو حلال نيست و من كنيز همسر او بودم ، و از همين بناته روايت است كه ريش عثمان سپيد بوده است .

--> [ 1 ] . بناته ، نام كنيزى است و در چند سطر بعد ملاحظه مىكنيد كه از كنيزان همسر عثمان بوده است . - م .